شب نیمه شعبان خرید سیسمونی با ماشین جدید بابا
عصر سه شنبه (پریروز) مصادف با شب نیمه شعبان که من حسابی از استراحت توی خونه حوصله ام سر رفته بود به بابایی گفتم منو ببره یه کم بیرون. تا رفتیم پارکینگ دیدم 206 من که فعلا بابایی میرونه توی پارکینگه. منم کلی تعجب کردم که چرا بابایی باوجودیکه میدونست قراره بریم بیرون ماشینو بیرون نگه نداشته، که یهو بابایی گفت اون ماشین اونطرف پارکینگو ببین. منم با تعجب نگاه کردم و دیدم یه پرشیا مشکیه. اصلا به فکرم نرسید که ماشین ما باشه و گفتم ماشین همسایه است. آخه چند دقیقه قبل از بابایی پرسیده بودم که ماشینمونو تحویل دادن یا نه که اونم گفته بود نه......... یهو دیدم بابایی رفت...
نویسنده :
مامان زهرا
9:44

