برای پسر مهربونم مینویسم

خطر زایمان زودرس و رسیدن سرویس تخت خوابت

1394/3/2 19:13
نویسنده : مامان زهرا
128 بازدید
اشتراک گذاری

پسر گلم،بوس

چهار روز پیش یعنی روز چهار شنبه، صبح که از خواب بیدار شدم  دیدم دلدرد شدیدی دارم. بابایی داشت آماده میشد واسه ماموریت بره تهران و ساعت 8 و نیم پرواز داشت. منم که آخرین جلسه کلاسهام توی پیام نور بود و باید می رفتم. یه کم استراحت کردم و بعد از رفتن بابایی کمی که حالم بهتر شد با آژانس رفتم دانشگاه که با کمی هم تاخیر رسیدم. رفتم سرکلاس ترمو یک و خوشبختانه چون دانشجوهایی که نمره میان ترمشون کم شده بود قرار بود کنفرانس بدن، دیگه زیاد سرپا نموندم. ساعت بعد هم ترمو 2 داشتم و اون هم کنفرانس دادن ولی اواخر دیدم درسشون تموم نمیشه یکمیشو هم خودم توضیح دادم که درسو تموم کنیم. این شد که دل دردم بدتر شد و  به زور رسیدم اتاق اساتید. دیگه نمیتونستم از جام بلند شم. وقتی دیدم دردم کمتر نمیشه به منشی دکتر زنگ زدم و گفت که سریع خودمو برسونم مطب.

منم با آژانس رفتم و تا دکتر سونو کرد گفت داری دنیا میای. سریع یه امپول نوشت و رفتم گرفتم و زدم و گفت تا یه هفته نباید از جام تکون بخورم.  بعدشم چون بابایی واسه برگشب بلیط هواپیما نداشت و نمیخواستم شبو تنها بمونم رفتم خونه مامان جونم.

مامان طفلکی باوجودیکه خودش مریض بود و میدیدم داره به زور تکون میخوره از من و پدربزرگ مراقبت میکرد و نذاشت از جام تکون بخورم.

فرداش صبحم بابایی رسید و اومد صبحانه خوردیم و هرچی مامان جون اصرار کرد که بمونم اونجا، نتونستم بمونم. آخه وقتی مامان جون با اون حالش جلو من کار میکرد وجدانم خیلی خیلی درد میگرفت.

اومدیم خونه و بابایی واسه نهارمون ماهی کبابی خرید و خوریدم. شب هم که هماهنگ کرد و سرویس تختت رو آوردن و نصب کردن که مبارکت باشه ان شاا....

سالم و سلامت و به موقع بیا بغلم عزیزم.

کلی منو بابایی و مامان جونو ترسونی با این کارت. منم طاقت دوری تو ندارم عزیزم و میخوام ببیمنمت اما دیگه نمیخوام به خاطر این بی طاقتی شما رو از دست بدم. خیلی مراقب خودت باش عزیز دلم. به خدای مهربون میسپارمت.

 

 

پسندها (1)

نظرات (0)